يه اسبه زنگ ميزنه سيرک ميگه با مدير سيرک کار دارم . گوشي رو ميدن به مدير

سيرک اسبه بهش ميگه آقا من کار ميخوام   مديره ميگه کار نيست    اسبه همينطور اصرار             ميکنه   مدير هم انکار تا آخرش مديره ميگه کشتيمون حالا چه کار بلدي؟                               اسبه ميگه احمق دارم باهات حرف ميزنم!

به غضنفر ميگن عجب مملکت خر تو خري داريم ميگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازي هيچکي نفهميد!

غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!

ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!

غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!

غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه!

غضنفر زمين ميخوره، براي اينکه تابلو نشه تا خونه سينه خيز ميره!

غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

به غضنفر مي گن چرا قرصات رو سر وقت نمي خوري ؟ ميگه : مي خوام ميکروبا رو غافل گير کنم.

معما

سقراط مي گه يونانيها دروغ گو اند . خود سقراط يونانيه پس سقراط دروغ مي گه که يونانيا دروغ گو اند . بنابراين يونانيها راست گو اند پس سقراط راست مي گه که يونانيا دروغ مي گن حالا شما بگين يونانيا راست گويند يا دروغ گو ؟

صندوقچه‌اي بهر دلت خواهم بود
دريا بشوي تو، ساحلت خواهم بود
اي يار! تو گر قايق عشقم باشي
من هم ملوان زبلت خواهم بود!

خبر داغ و فوری !

میگ میگ توسط مردان غیور لر در کوههای خرم آباد شکار شد !!!

.

.

جیگرتو گاز گاز ! لپتو  ماچ ماچ ! لبتو میک میک ! چشماتو آخ آخ !

دیوونتم وای وای !

به خودت نگیر بای بای !!!

.

.

مژده به شما دوست مجرد حالا که مجردهستی و شامل خوشه بندی نمیشی !

بیا بشین رو ساقه !

.

.

راز عشق را در نگاهت باز کن / عشق من را در دلت آغاز کن

گر هوس کردی مرا در نزد خود / گوشی رو بردار و از ما یاد کن !

تفسیر : بابا من شارژ ندارم ! بفهم !

.

.

بچه: بابا من کی آنقدر بزرگ میشم که هر کاری دلم خواست بکنم؟

بابا: پسرم، تا حالا کسی اینقدر بزرگ نشده!
 

بچه‌های دیروز آرزو داشتند خلبان بشن

‌ بچه‌های امروز شب‌ها کابوس خلبان شدن می‌بینن !!!

.

.

غضنفر کارت عابر خودشو میندازه تو ضریح  امام رضا

میگه یا امام رضا حاجتمو بده تا  رمزشو بگم !!!

.

.

قصری ساخته بودم از شاخه های گل سرخ

اما تو به لطافت یک تراکتور از روی آن گذشتی !

.

.


قبل از اینکه کسی درب دلتو بزنه

آیفون قلبت رو تصویری کن !

چون اگه بیاد تو و بشینه دیگه نمیشه بیرونش کرد !

مهمان حبیب خداست !

.

.


مرد: وقتى من مردم، هیچ مرد دیگه ای مثل من پیدا نخواهى کرد.

زن: حالا چرا فکر مى کنى بعد از تو بازم دنبال کسى «مثل تو» میگزدم !؟

.

.


تا حالا شده فک کنی که اگه

عمر نوح

صبر ایوب

خشم بروسلی

هیکل آرنولد

مغز انیشتین
جذبه ی هیتلر

پول بیل گیتس

و تبحر من در سرکار گذاشتن

رو داشتی چی می شد ؟

.

.


به حیف نون می گن دوست داشتی جای خدا بودی؟ می گه: نه

می گن: چرا؟ می گه: چون جای پیشرفت نداره

فیلی در استخری شنا میکرد . مورچه ای سر رسید و گفت : « بیا بیرون کارت دارم » ، فیل از استخر بیرون اومد . مورچه نگاهی کرد و گفت : دیگه کاری ندارم .

فیل با کنجکاوی پرسید : ببینم پس برا چی من رو صدا کردی ؟

مورچه میگه: میخواستم ببینم مایوم رو تو پوشیدی؟

:

:

:

اولی : شنیدم روز قیامت به انسان های درستکار حورالعینی بسیار زیبا و بلندقامت می دهند که سر آن در دامن شما و پاهای آن ده متر آن طرفتر است.
دومی : چه فایده ای دارد این حوری بی قواره به درد دیگران می خورد نه به درد ما!!! 

غضنفر میره سلمونی، میگه: جناب این ریش مارو اصلاح کن. سلمونیه می‌بینه طرف ساده است، میگه بگذار یکم سرکارش بگذاریم. بهش میگه: ‌خشک بزنم یا تر؟ غضنفر میگه: ‌یعنی‌چی، چه فرقی میکنه؟ میگه: ببین، اونایی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمی زنند، ولی اونایی که سابقشون پاکه خشک می‌زنند. غضنفر بهش برمی‌خوره،‌ میگه:‌ یعنی چی آقا؟! معلومه که باید خشک بزنی! یارو هم شروع میکنه همینجور خشک خشک ریش بدبخت رو تراشیدن. یکم که میزنه، غضنفر پدرش درمیاد، میگه : وایسا، وایسا! یه چیزایی داره یادم میاد!

************************

در یک نظر سنجی از مردم دنیا می خواستن نظرشونو راجع به کمبود غذا در سایر کشورها بگن. کسی جوابی نداد! مردم افریقا نمیدونستن غذا چیه, مردم آسیا نمیدونستن نظر چیه, مردم اروپا نمیدونستن کمبود چیه, و مردم امریکا نمیدونستن سایر کشور ها چیه!

************************

سوسکه قرص اکس می‌خوره، میره زیر لنگه کفش میگه: بکش لامصب، بکش!

************************

از کسی پرسیدن: سه تا پرنده نام ببر.گفت: کبوتر، کلاغ، خر
گفتند: کبوتر و کلاغ درسته، اما خر که نمی‌تونه پرواز کنه؟
گفت: خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد.

************************

یک بابایی رو می خواستند توی ولایت اعدام کنند. بهش می گند: ‌چون تو اینجا غریبه هستی و مهمان ما به حساب میای، ما بهت یک تخفیف میدیم، تو حق داری نوع مرگت رو انتخاب کنی. یارو هم اتاق گاز رو انتخاب میکنه. خلاصه میگیرند میبرنش تو یه اتاقی، یارو نگاه میکنه میبینه اتاقه سقف نداره! می زنده زیر خنده ، میگه: هِهِه! اتاق گاز اینا رو ببین! همولایتی ها بهش میگن:‌ بخند! ‌ وقتی کپسولای گاز افتادند رو سرت، اونوقت می فهمی!

************************

شخصی میره کتابخونه، کتاب رو پس میده. خانم کتابدار میگه: کتابش جالب بود؟ میگه: والا شخصیت زیاد داشت، اما داستان خاصی نداشت. کتابدار میگه: ای وای! پس شما دفترچه تلفن منو بردین؟

************************

یه بابایی پسرشو می‌‌بره آزمایش کنه، ببینه دیوونه است یا نه! دکتر به پسره میگه: برو با این آبکش آب بیار.پدرش میگه: این خسته‌ است، بذار خودم برم بیارم!

************************

بعد از اتفاقات انتخابات، یه بابایی خیلی چشمش از سیاست و کارهای سیاسی می‌ترسه. مریض می‌شه میره آمپول بزنه، تزریقاتیه ازش میپرسه: چپ بزنم یا راست؟ بنده خدا میگه: داداش این باسن ما رو سیاسی نکن! همون وسط بزن بریم!

************************

یه روز 40 تا کله رو با 40 تا پاچه میندازن تو دیگ و از غضنفر می‌پرسن: از کجابدونیم کدوم پاچه مال کدوم کله‌ست‌؟ میگه: زیر پاهارو قلقلک میدیم، هر کله که خندید معلوم میشه مال اون پاچه است.

************************

یه بنده خدایی میره به یکی دیگه خبر مرگ مادرش رو بده، بهش میگه: مرگ یه شتری بود که در خونه همه میخوابید. یارو میگه: خب؟ میگه: این دفعه رو ننه تو خوابید!

************************

یه یارو میره زیر غلطک، دوستش میره خبر مرگش رو به خانوادش بده. میره در خونشون به پسر یارو میگه: بابات چه جوری بود؟ میگه: دراز وباریک. غضنفر میگه: حالا دیگه صاف وپهنه

************************

دو شکارچی با هم صحبت می کردند. اولی پرسید:« اگر خرسی به تو حمله کند، چه می کنی؟»دومی: «با تفنگ شکارش می کنم.»اولی: « اگر تفنگ نداشته باشی، چه؟»دومی:« می روم بالای درخت.»اولی:« اگر آنجا درخت نباشد، چی؟» دومی: «خب، پشت یک صخره پنهان می شوم.»اولی: «اگر صخره نبود، چه؟»دومی:« توی گودالی دراز می کشم.»اولی: «اگر گودال هم نبود؟»در این موقع، شکارچی دوم عصبانی شد و گفت: «داداش!  بگو ببینم، تو طرفدار منی یا خرسه؟!

از غضنفر می پرسن : نظرت راجع به گل چیه ؟

میگه : گل خیلی زیباست ، خیلی خوش عطره ، اصلا حدیث داریم:

گل هو الله احد

*

*

*

تو شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد

تو اصفهان گدا رو از پولدار

تو تهران دختر رو از پسر!!!

*

*

*

غضنفر داشته میمرده به پسرش میگه بعد از مرگ من به همه بگو بابام ایدز داشت ،

پسرش میگه : واسه چی ؟

میگه : هم مریضیه باکلاسیه هم کسی سراغ مادرت نمیاد..

*

*

*

غضنفر داشته میمرده همه دورش جمع میشن بهش میگن وصیت کن .

میگه : کنار سنگ قبرم پوست موز بزارین!!!!!!!!

میگن : این دیگه چه وصیتیه؟؟؟؟

میگه شما نمیفهمید ، وقتی کسی بخواد از کنار قبرم رد بشه لیز میخوره میوفته ، من هم میخندم روحم شاد میشه!!!!

*

*

*

به یارو میگن این خیابون به کجا میره ؟

یارو جواب میده : والا من 40 سال تو این خیابون زندگی میکنم ندیدم جایی بره!!!

یه روز یه بابیی یه دستش قطع شد, خیلی از زندگی ناامید شده بود. راه افتاد تو خیابون یه جا دید یه یارو کنار خیابون قر میده و بالا پیین می پره. رفت جلو دید یارو دوتا دست هم نداره. تعجب کرد به یارو گفت بابا دمت گرم عجب روحیه ی داری با ین وضع قر میدی. یارو گفت برو بابا روحیه چیه کونم میخاره نمیدونم چیکار کنم ...

*

*

*

رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید شما دارید در باره چی صحبت می کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد ما داریم برنامه هی جنگ جهانی سوم را می ریزیم. می خواهیم 14 میلیون نفر را، به علاوه ی یک دندانپزشک بکشیم. مهمان گیج شد و پرسید: چرا می خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟ رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی کنه !

*

*

*

بسیجیه می ره عروسک فروشی به صاحب مغازه می گه آقا یه دونه از اون خواهرا بده!

*

*

*

مار و زرافه با هم ازدواج می کنن بچه شون می شه قورباغه !!! اگه گفتی چرا ؟
 .
 . چون بچه دار نمی شدن بچه شونو از پرورشگاه میارن!

*

*

*

غضنفر میره خواستگاری، بابای دختره ازش میپرسه:شما شغلتون چیه؟ غضنفر میگه:قازی!باباهه حال میکنه، میگه: کدوم شعبه؟ غضنفر میگه:ایلده ایران قاز!!!

جک های کوتاه خیلی خنده دار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دانشکده دامپزشکی 

استاد: اسب عربی را از اسب مجاری را چطور می شود تشخیص داد؟
دانشجو : به تفاوت لهجه!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کوتاه ترین جک جهان
علم بهتر است یا ثروت؟
پزشکی!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عزادار 

اولی : بیا یک دست شطرنج بازی کنیم.
دومی : بابا ! من عزادارم.
اولی: عیبی ندارد ، با مهره های سیاه بازی کن!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جمله سازی
معلم : امیر جان ، با حمید یک جمله بساز.
امیر : شما چقدر شبیه همید!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در جریان بودن
اولی : چرا رفته ای وسط رودخانه نشسته ای؟
دومی : چون می خواهم در جریان باشم!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سهمیه دعوا
اولی: از زد و خورد دیروز چیزی به گوش تو خورده؟
دومی : آره ، یک سیلی محکم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سینما
اولی: فیلم " جیب برها به بهشت نمی روند" را دیده ای؟
دومی : نه ، چون بی پولها به سینما نمی روند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سوغاتی
اولی: از مسافرت چی آوردی؟
دومی : تشریف!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جوک بندری 

یارو از بندرعباس میاد بهش میگن اونجا چیکار می کردی؟
میگه : عرق!!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

جک معمایی کوتاه
هانیه توسلی و حامد کمیلی با هم ازدواج میکنن بچه شون چی میشه؟
:
دعای ندبه!!!

          * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مردی تعریف می کرد که با دو دوستش به جنگل های آمازون رفته بود و در آنجا گرفتار قبیله زنان وحشی شدند و آنها دو دوستش را کشتند.
وقتی از او پرسیدند چرا تو زنده ماندی، گفت: زن های وحشی آمازون از هر یک از ما خواستند چیزی را از آنها بخواهیم که نتوانند انجام بدهند. خواسته های دو دوستم را انجام دادند و آنها را کشتند. وقتی نوبت به من رسید به آنها گفتم: لطفا زشت ترین شما مرا بکشد!

یه روز دوتادروغگوبه هم میرسند.اولی به دومی مگه:دیروزیه سنگوشوت کردم رفت کره ماه .دروغگودومی مگه:پس اون سنگی که دیروز به سرم خورد کار توبود؟

*

*

*

موادلازم برای درست کردن زن

.
.
.
.
.
.
.زحمت نکشید زن درست بشو نیست

*

*

*

به یکی میگن اگه حالت تهوع بهت دست داد چی کار میکنی میگه هیچی من بهش دست نمیدم

*

*

*

معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

*

*

*

به طرف مگن تا حالا گول خوردی میگه نه گول بزرگه اون منو میخوره

*

*

*

یارو میره تو جنگل میگه مو شیر و پلنگ اخورم
یکدفه شیره نعره میکشه لره میگه مو بعضی وقتا گی زیادی
هم خوروم.

*

*

*

غضنفر داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!

جک های خنده دار خنده دار

یه رشتیه میره ژاپن

زنش واسش پول میفرسته..

*

*

*

جشنواره فیلم های افغانستان :

1 – یک تکه نان بربری برای 10 نفر : مستند

2- دیشب بی بی تو دیدم شاه مقصود : خانوادگی

3 – دخترک ناس فروش : اجتماعی

4 – چند میگری کنده کاری کنی : سیاسی

5 – ناس ، عشق ، موتور گازی : کمدی

6 – کابل بدون توقف : عشقی

7 – تا حالا موز خوردی : غمگینی

*

*

*

ارتباط برخی ترانه ها با مباحث شرعی :

خوشگلا باید برقصن : امر به معروف

ای قشنگ تر از پریا / تنها تو کوچه نریا : نهی از منکر

ای خانوم کجا کجا؟ : صیغه فضولی

یه ماچ داد و دمش گرم : اکرام ایتام.

نمره بیست کلاسو نمیخوام : ایثار

تو محشری از همه سری : ذکر

*

*

*

از یه نفر میپرسن میدونی اگه 40 تا کله و 40 تا پاچه را با هم بریزی تو دیگ از کجا باید بفهمیم کدوم کله مال کدوم پاچه است...

::

::

میگه کاری نداره کف پای هر کدوم رو بخاری هر کله ای خندید مال اونه!!!

جک سرا

یارو داشته می‌مرده، بچه هاشو جمع می‌کنه تا طبق معمول نصحیتشون کنه و جمله‌های گهربار به یادگار بذاره.تا بچه‌هاش نشستن یه دسته چوب از زیر تشکش بیرون آورد و گفت: ببنین بچه‌ها! شماها مثل این یه دسته چوب هستین.بعد دسته چوب رو داد دست اولی و گفت: ببین می‌شکنه؟
اول خیلی راحت همه رو یه جا شکوند!باباهه شاکی شد و گفت: پاشین برین گم شین. شماها لیاقت ندارین نصیحتتون کنم!

.

.

جک سرا

یارو زن صیغه می کنه، رفیقش میگه: مبارکه ازدواج کردی؟
یارو میگه: نه بابا،‌دائمی نیست. از این اعتباریاس!

.

.

جک سرا
به یارو میگن: با کاروان یه جمله بساز.یارو میگه: توی حمام هیچوقت دوش کاروان رو نمی‌کنه.

.

.

جک سرا
یارو توی خیابون زل زده بوده به یه دختره، یه پیرمردی بهش میگه: مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟ طرف میگه: چرا، ولی به این خوشگلی نیستند

.

.

جک سرا
روزی مردی زیر سایه‌ی درخت گردویی نشست تا خستگی در کند در این موقع چشمش به کدو تنبل‌هایی که آن طرف سبز شده بودند افتاد و گفت: خدایا! همه‌ی کارهایت عجیب و غریب است! کدوی به این بزرگی را روی بوته‌ای به این کوچکی می‌رویانی و گردوهای به این کوچکی را روی درخت به این بزرگی!همین که حرفش تمام شد گردویی از درخت به ضرب بر سرش افتاد. مرد بلافاصله از جا جست و به آسمان نظر انداخت و گفت: خدایا! خطایم را ببخش! دیگر در کارت دخالت نمی‌کنم چون هیچ معلوم نبود اگر روی این درخت به جای گردو، کدو تنبل رویانده بودی الان چه بلایی به سر من آمده بود.

.

.

جک سرا
یارو با موتور داشته میرفت که یه بنز ازش سبقت گرفت. بعد موتوریه هی سبقت گرفت و هی بر میگشت پشت بنز و همش برای بنز دست تکون داد. هر چی بنز سرعتش رو بالا برد باز هم موتوریه ازش سبقت گرفت. بنزیه شاکی شد که چطوریه موتور ازش سبقت می‌گیره؟ توی جاده زد کنار و موتوریه اومد بهش گفت: هی آقا! کش شلوارم به آینه بغل ماشینت گیر کرده. چرا هرچی بال بال میزنم نگه نمی داری؟

.زن غضنفر گم میشه ، غضنفر همراه برادرش میره کلانتری گزارش بده. مامور مشخصات زنش رو ازش میپرسه ، غضنفر میگه : چشماش آبی بود ، خوش اندام و .... کلی از زنش تعریف میکنه. وقتی که داشتند از کلانتری خارج می شدند برادر غضنفر به غضنفر میگه : زن تو که این شکلی نبود که تعریف کردی!  غمیگه : حالا که میخوان پیدا کنن بزار یه خوشگلشو رو پیدا کنن!!

----------------------------------------------------

دیوانه اولی: من وقتی رو کله ام وامیستم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیستم، خون تو پاهم جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه؟
دیوانه دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله ات تو خالی نیستند!!!

----------------------------------------------------

حیف نون داشته برای دوستانش تعریف می کرده: “رفته بودم جنگل، که ناگهان یه خرس بزرگ دنبالم گذاشت، من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد… من هی می دویدم، خرسه هم هی پشت سر من می دوید و لیز می خورد…”
دوستاش می گن: “حالا خوبه تا اینجا رسیدی خودت رو خراب نکردی!”
حیف نون می گه: “پس فکر کردید برای چی خرسه لیز می خورد؟

----------------------------------------------------

در یکی از روزهای نوروز عده ای به دیدن پدربزرگ رفته بودند. به همه شکلات تعارف کردند و یکی از بچه های کوچک به چشم نیامد و شکلات به او نرسید.
مادر بچه داشت به یاد مادر از دست رفته اش گریه می کرد که ناگهان بچه گریه کنان پیش مادرش آمد و گفت : مامان ، به شما هم شکلات نرسیده است؟

----------------------------------------------------

مشتری : آقا خواهش می کنم برای من یک خوراک جوجه بیاورید
پیشخدمت که تازه کار بود رفت و با یک بشقاب گندم برگشت!!!

----------------------------------------------------

دو دیوانه داشتند با هم صحبت می کردند . اولی گفت : می دونی برای شب جشنی که میخوان واسمون بگیرند ، من یک برنامه آکروبات خیلی جالب تهیه کردم ، از بالای یک نردبان شیرجه میرم تو یک بطری!
دیوونه دومی میگه : مگه دیوونه شدی؟ آدم با این بزرگی چه جوری میتونه تو بطری بره؟
دیوونه اولی میگه : همین جوری که نمیرم ، یه قیف میزارم سر بطری!!!

به یارو میگن دگرگونی یعنی چه ؟
میگه : یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!!

************************

وزیر صنایع طی یک نشست خبری صبح فرد اعلام خواهد کرد:
ایران به زودی خودروی اسلامی می سازد ، که مشخصات این خودرو طبق استانداردهای ملی و اسلامی اینگونه خواهد بود :

هنگام حرکت صلوات می فرستد !
اگر سرعت از 80 بالاتر برود آیه الکرسی می خواند،
در صورت بروز حادثه ، فاتحه می خواند....

************************

دانشجوی پسر + دانشجوی پسر = انتظار برای رسیدن دو دانشجوی دیگر جهت بازی حکم!
دانشجوی دختر + دانشجوی پسر = عشق
دانشجوی دختر + دانشجوی دختر = غیبت از یک دانشجوی پسر

************************

یارو میره خواستگاری ، بعد که دختره رو میبینه ازش می پرسن: خوب چطوره؟ پسندیدی؟
میگه : اینجوری که نمیشه . یه محرمیتی چیزی بخونین ، درست و حسابی ببینمش. اونا رو محرم می کنن و یارو حسابی می بیندش. ازش می پرسن: خوب بالاخره پسندیدی؟
جواب میده : نه! دماغش خیلی بزرگه!

************************

مادر و بچه جلوی قفس میمونه ...
بچه : مامان این میمون شبیه عمه کبری است...
مادر : وای! عزیزم اگه به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه ها.
بچه : مامان من خیلی یواش گفتم میمونه نشنید!

************************

یه دختر مسیحی میره پیش کشیش میگه : من هر دفعه از جلوی آینه رد میشم ، به خودم میگم چقدر خوشگلم ، آیا من گناه می کنم؟
کشیشه می گه : نه دخترم شما گناه نمی کنی ، اشتباه می کنی!

************************

یارو همش لباس مشکی می پوشیده دوستاش بهش میگن چرا همش مشکی می پوشی؟
میگه : آخه من ختم روزگارم!!!

************************

اصفهانیه بعد از 25 سال دوستش رو تو خیابون میبینه میگه : آقا عباس خودتی؟ اون یکی میگه : آره ، شما؟ جواب میده من فلانی ام! آقا موسی میگه : بعد از 25 سال تو از کجا شناختی منو؟ یارو میگه : قیافت که خیلی عوض شده ولی از رو کت و شلوارت شناختمت!!!

************************

گربه از مامانش می پرسه بابای من کیه؟
میگه نمیدونم اون لحظه سرم تو نایلون زباله بود!

************************

به مشهدی میگن با 3 تا مداد جمله بساز
میگه : یه دوست دختر داشتم آی مداد، آی مداد ،آی مداد!!!

************************

از حیف نون می پرسن: شما همیشه لکنت زبان دارین؟
حیف نون می گه: ن ن نه... ف ف ق ق ط و و ق ق قتی حرف می زنم!

اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!
حیف نون زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... حیف نون می گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه.

دیوانه اولی: «من خواب دیدم رفته ام مسافرت.»دیوانه دومی: «من هم خواب دیدم که یک غذای خوشمزه خورده ام.»دیوانه اولی: «تنهایی؟ پس چرا من را دعوت نکردی؟»دیوانه دومی: «می خواستم دعوتت کنم، ولی گفتند رفته ای مسافرت.»

حیف نون می ره ختم، ازش می پرسن شما؟ می گه من سایر بستگان هستم!
 

از حیف نون می پرسن تحصیلاتت چیه؟ می گه PHD. می گن یعنی چی؟ می گه یعنی:
Passed Highschool with Difficulties

تو اردبیل مانور می ذارن... دشمن فرضی پیروز میش

*

*

ریزش موهای خود را به دست خدا بسپارید

.

.

.

شامپو یـــــد الله !

*

*

*

دیوانه اولی: کی اومدی؟دیوانه دومی: پس فردا.دیوانه اولی: پس فردا که هنوز نیومده.دیوانه دومی: می دونم چون کار داشتم، زودتر اومدم.

*

*

*

به غضنفر می گن تو همیشه لپ لپ می خریمیگه آرهبهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم.

*

*

*

سال 2200 پسره از مامانش میپرسه مامان من چه جوری به دنیا اومدم. مامانش جواب میده از اینترنـت دانلودت کردم


طرف میره کولر بخره، یارو میگه: کولر آبی میخوای؟
میگه: فرقی نمیکنه، قرمز بده

*

*

*


ازغضنفر می پرسن ارزوت چیه؟میگه دکتر بشم از اطاق عمل بیام بیرون بگم:متاسفم!

*

*

*

یارو یه 50تومنی پیدا میکنه میبینه وسطش سوراخه میگه بخشکی شانس وسطش گوشه نداره

*

*

*


یه جوجه با مامانش دعواش میشه میره سر کوچه میگه
پیشی بیا منو بوخور

*

*

*

یه یارو تو خیابون میخوره به جدول میشینه حلش می کنه

*

*

*

یه روز یه باباه به پسرش میگه:2.2 تاچندتامیشهٍ؟
گفت:باباجون4تامیشه باباه بهپسرش4گردو می ده.فردا آن روزباباه ازپسرش پرسید:پسرم4،4تاچندتامیشه؟پسره گفت:2گونی

*

*

*


یه بار 2تا الگانس با هم ازدواج میکنن, بچشون ژیان میشه. چون ازدواجشون فامیلی بوده!!!!

*

*

*


از یه نفر می پرسند:2تا از اعضای بدنت را نام ببر.یارو میگه:مری-مریم.می پرسه:مریم چیه؟یارو جواب میده:مریم جیگر منه!!!!!!!!!!!!!!!!

*

*

*


به غضنفرمیگن دستشویی چند بخشه‎?‎ میگه دوبخش زنانه ,مردانه

*

*

*


سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین می‌پرن و میگن: ما سیب‌زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!

*

*

*


یکی شامپورو بدون اب میمالیده روسرش میگن چرابدون اب میگه اخه روش نوشته برای موهای خشک

 

 

جک رشتی جدید
رشتیه با زنش می ره مکه تنها بر می گرده می گن : چرا تنها اومدی ؟ می گه : ما رفتیم مروه خانومو بردن صفا...

.

.

.

جک رشتی باحال
یارو میره مهمونی خونه یه رشتی ، شب موقع خواب صاحب خونه بهش میگه: جاتو کجا بندازم تو اتاق نی نی خوبه؟ یارو با خودش فکر میکنه: کی حوصله گریه بچه داره. بعد به صاحب خونه میگه: نه ممنون همینجا تو حال خوبه! صبح پا میشه بره دشتشویی یهو یه دختر میبینه میگه: شما دختر فلانی هستین، اسمتون چیه؟ دختره میگه: نی نی. اسم شما چیه؟ یارو میگه: من خر من گاو من الاغ من نفهم

.

جک رشتی خنده دار
زن رشتیه میره خط مقدم و برمیگرده، بهش میگن چه کار مفیدی انجام دادی؟ دست میذاره رو شیکمش میگه: یه بچه عراقی اسیر کردم

.

.

.

جک رشتی جدید
به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید
میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم 

.

.

.

رشتیه شب عروسیش بوده، رفیقش میبینه داره دم حجله قدم میزه. بهش میگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اینجا واستادی؟!

.

.

.

جک رشتی
رشتیه میگه: والله ما یه بفرما به باجناق زدیم، رفته تو هنوز درنیومده

.

.

.

جک رشتی
رشتیه زنش رو برد دکتر
دکتر : برای خانومتون 3 روز نزدیکی تجویز می کنم.
رشتیه میگه : خانوم رو بیارم مطب یا تشریق میارید منزل؟

.

.

.

جک رشتی جالب
به دلیل سردرگمی هموطنان رشتی روز پدر یک هفته تمدید شد

به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟

-----------------------------------------------------

به خروسه میگن : چرا معتاد شدی؟ میگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ویترین معتاد نمی شی

-----------------------------------------------------

رفتن معتادها به سربازییک معتاده میره دوره سربازی، همون صبح روز اول یارو سرگروهبانه شروع میکنه به دستور دادن نرمشهای بدنی و دویدن و … میبینه معتاده خیلی آرومه و هیچ کاری نمیکنه، خلاصه واسه اینکه هم حال اینو بگیره و هم به بقیه درسی بده ، به معتاده میگه باید 10 بار دور میدون بدویی، بعدشم بیای اینجا 50 تا شنا بری بعدشم 50 تا بارفیکس بری بعدشم از اینجا تا میله پرچم سینه خیز بری.یارو معتاده به سرگروهبانه میگه: جناب شروان، مگه دوره شرباژی شش شال شده؟

-----------------------------------------------------

یه روز دو تا معتاد با هم حرف می‏زدن. یکی از اونا گفت: شنیدی دیشب مهندش موشوی در مورد مهتادا چی گفت؟
اون یکی پرسید: موشوی دیگه کیه؟
گفت: موشوی دیگه، نخشت وژیر.
پرسید: موشوی شد نخشت وژیر؟ پش مشدق رفت؟

-----------------------------------------------------

پسره توپش میوفته توی خونه همسایشون که معتاد بوده.
در میزنه، وقتی معتاده در رو باز می کنه، میگه: آقا توپم توپم توپم…
معتاده میگه: خب ممننم توپم ولی هیچ میام در خونتون رو بزنم بگم: توپم، توپ 

-----------------------------------------------------

نماز خوندن معتادها
معتاده در حال نماز خوندن : …الحمدلله رب العالمین… خدایا سرتو درد نمیارم … ، ولاالضالین!

-----------------------------------------------------

یه معتاد داشت تریاک میکشید ,یهو پلیس میاد میگه بی حرکت . معتاده میگه کو تا حرکت.!

-----------------------------------------------------

معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، میگه: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته!

-----------------------------------------------------

یه معتاده هی داد میزد تاکشی تاکشی، بالاخره یک تاکسی ده متر جلوتر وای میسه، معتاده میگه: لا مششب، اونجا که مقصدم بود

-----------------------------------------------------

از یه معتاد میپرسن چرا معتاد شدی ؟میگه بابچه ها قرار گذاشتیم روزای تعطیل بکشیم یهو خوردیم به عید نوروز.

-----------------------------------------------------

به معتاده می گن : فرق تو با ورزشکارها چیه ؟ 
می گه : اونا تکنیکی کار می کنن ما پیکنیکی

-----------------------------------------------------

یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت می کشید 
ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار می کشی ؟ 
میگه یکی واسه خودم یکی هم از طرف دوستم که زندونه 
بعد از یه مدتی می بینن همون معتاد یه دونه سیگار می کشه 
بهش میگن حتما دوستت از زندان آزاد شده !! 
میگه نه خودم ترک کردم

-----------------------------------------------------

جک های اصفهانی توپ

اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!

----------------------------------------

اصفهانیه داشته می مرده و بچه هاش همه دورش جمع شده بودند اصفهانیه با ناله می گیه پسرم عباس اینجابی و پسرش می گه بله بابا اینجام و باز می گه دخترم تو هم اینجاپی و دخترش هم می گه بله بابا جون منم اینجام و باز اصفهانیه می گه خانم تو هم هستی ؟ و زنش هم می گه بله منم هستم یه هو اصفهانیه از ته دل نعره می شدن شما همه اینجاپید اونوقت کولر اون اطاق بیکار روشنه !

----------------------------------------

یه روز یه یارو میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه: حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه: آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. یارو میگه: باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه: بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه: باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. یارو میگه: باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه: این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. یارو میگه: باشه. میخوابد صبح بلند میشه بره رفیقش میگه: صبحانه چی؟ یارو میگه: نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند. 

----------------------------------------

تحقیقات نشون داده اصفهانیها فقط در ۲۲ روز سال رشد می کنند: دهه اول محرم + ۱۲روز اول عید.

----------------------------------------

تحقیقات محلی عروس خانم اصفهانی



موضوع : تحقیقات محلی برای بررسی شرایط داماد



مکان: یکی از محلات قدیمی اصفهان



زمان : صلات ظهر



خ.ع = خانواده عروس ه = همسایه داماد






خ . ع: ببخشید ما در موردی یه امری خیری خِدمِت رسیدیم میخواستیم یه اطلاعاتی در موردی این همسایه بغلیدون بیگیریم بیبینیم چه جور آدمایی هستن؟



ه: والا خیلی آدمهای محترمین! پِسِرشونم بِچهِ ای خوبیِس اما اِگه این سیگاره رَم نیمیکشید دیگه نوری علی نور بود!



خ.ع: ببخشید!! مگه دوماد سیگارم میکشن؟!!



ه: سیگار که نه!! اما خوب شوما حَساب کون بعدی یه بس تِریاک، خوب یه نخ سیگارم میچِسبِد!!



خ.ع: اِ !! مگه دوماد تریاکیند!!



تریاکی که نه اما خوب وقتی آدم صپی اولی وخ (صبح اول وقت) بعدی یه شب بیداری خسته و هلاک اِز دزدی میاد خونه خوب یه بس تریاکم میچسبد!!!



خ.ع: دزدی؟!!! دوماد دزدم تشریف دارن؟!!



ه: دزد که نه! اما خوب خرجی خانوم بازی و عرق خوری و اینا باید از یه جایی در بیاد دیگه!!!



خ.ع: خانوم باز ؟!! عرق خور؟!!!



ه: نه به اون صورِتی که شوما فکر میکونین!! اما خوب این آقا دوماد اِز وقتی که رَف حبس تو زندان با یه سری لات و لوت و دزد و چاقو کش و کلّاش آشنا شد خوب اونام زیری پاش نیشستن! والا خودش بچه یی خوبیِس!!!



خ.ع : زندان؟!!!!



زندان که نه!! اما خوب جوونند و جاهل دیگه شانس اُورد خونواده مقتول رضایت دادن اِگِه نه حالا حالا تو حبس بود شایدم دارش میزدن!!



خ.ع : مقتول؟!!!! قتل هم کردن ایشون؟!!

قتل که نه .....اصن ولش کون به ما چه!! آدم خوب نیس پش سری مردوم صفه بزارِد. بخصوص در امری خیر!! این یخده (یه خورده) ایرادو دارِد اما رو هم رفته بچه ای خوبیس!!!

 جک حیوانات
خری در حال مردن بود. روباهی بالای سرش آمد.
خره میگه : چرا اینجا اومدی؟
روباهه میگه : اینجا اومدم تو بمیری و تو رو بخورم..
خره میگه : من تا چهارشنبه نمی میرم.
روباه هم میگه: من تا جمعه بیکارم....

----------------------------------

 

اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟
:
:
هر دوی آنها وقتی صفر را نشان می دهند ، آدم می لرزد.

----------------------------------

آگه گفتی فرق پسر شجاع با هواپیما چیه؟
:
:
:
پسر شجاع بی باکه ولی هواپیما باک داره!!!

---------------------------------- 

اگه گفتی چرا معلم ها هی می زنند به تخته؟
:
:
خوب برای اینکه شاگرداش چشم نخورند.

----------------------------------

اگه گفتی چرا نیوتن از افتادن سیب از درخت تعجب کرد؟
:
:
چون زیر درخت گلابی نشسته بود!!

----------------------------------

اگه گفتی قوی ترین مرد دنیا کیه؟
:
:
:
مامور راهنمایی و رانندگی ، چون با اشاره ی فقط یه انگشت دست صدها ماشین را نگه می دارد.

----------------------------------

جک در مورد دکترها جدید

دکتر با عصبانیت به یکی از بیمارانش که مدتی تحت معالجه بود ، زنگ زد و گفت : چکی را که بابت مداوای خودتان به من داده بودید برگشت خورده است!
بیمار خندید و گفت : روماتیسم من هم که شما معالجه کرده بودید ، برگشته است!

----------------------------------

جوک کودکانه جدید

حسن پس از شرکت در امتحانات پایان سال ، به همکلاسی اش گفت : ما می خواهیم به مسافرت برویم. لطفا نمره های مرا بپرس و اگر تجدید شده بودم ، به صورت رمزی به من خبر بده. اگر از یک درس تجدید شده بودم ، بگو : سلیم به تو سلام می رساند. اگر هم از دو درس تجدید شدم بگو : سلیم و برادرش سلام می رسانند.
حسن بعد از مدتی نامه ای از همکلاسی اش دریافت کرد که در آن نوشته بود: خانواده سلیم همگی سلام می رسانند!!

----------------------------------

در آخر باید بگم که این جک ها رو من قبلا نشنیده بودم برای همین تو این قسمت آوردم اگه احیانا برای شما تکراریه به بزرگی خودتون ببخشید!!!

جوک سیاسی
یک بابایی رو تو قزوین میندازن زندان، روز اول هم سلولیش ازش میپرسه: بالام جان، «
‌بچه کردی افتادی این تو؟! یارو میگه: نه آقا این حرفا چیه؟ من هیچ وقت همچی کاری
نمیکنم! قزوینیه میگه: خوب پس حتما اوا کردی؟! باز یارو میگه: نه برادر، چی میگی؟!
قزوینیه میگه: نکنه پیرمرد کردی؟! یارو میگه: آقای عزیز عفت کلام داشته باش، این
حرفا یعنی چی، من جرمم سیاسیه! قزوینیه میگه: آهــان! بالام جان فهمیدم، رئیس‌جمهور
کردی!

-----------------------------------------

جک انتخابات
بعد از اتفاقات انتخابات، یه بابایی خیلی چشمش از سیاست و کارهای سیاسی می‌ترسه. مریض می‌شه میره آمپول بزنه، تزریقاتیه ازش میپرسه: چپ بزنم یا راست؟ بنده خدا میگه: داداش این باسن ما رو سیاسی نکن! همون وسط بزن بریم!

-----------------------------------------

جوک انتخاباتی و سیاسی
در یک نظر سنجی از مردم دنیا می خواستن نظرشونو راجع به کمبود غذا در سایر کشورها بگن. کسی جوابی نداد! مردم افریقا نمیدونستن غذا چیه, مردم آسیا نمیدونستن نظر چیه, مردم اروپا نمیدونستن کمبود چیه, و مردم امریکا نمیدونستن سایر کشور ها چیه!

-----------------------------------------

جوک سیاسی
آمریکا : ما کار خودمون رو می کنیم شما هم هرچی می خواین بگین تا خفه شین! چین : ما کار خودمون رو می کنیم شما هم خفه شین! روسیه : ما کار خودمون رو می کنیم اگه چیزی بگین ممکنه خفه شین! فرانسه : ما هر کاری می کنیم تا شما خفه شین! ایران : ما کار نمی کنیم شما هم غلط کردین، خفه شین! انگلیس : همه این کارا زیر سرماست، خفه شین!

-----------------------------------------

جک سیاسی
غضنفر می‌خواست تو یه نهاد امنیتی استخدام بشه. بهش میگن: برای شروع یه کُد سه رقمی بهت میگیم. تحت سخت‌ترین شکنجه‌ها نباید اون عدد رو اعتراف کنی!میگه:قبوله. بهش عدد رو میگن و می‌فرستنش توی یک اتاق و یکی یکی ناخوناشو میکشن و چوب تو... میکنن و اتوی داغ میذارن رو تنش. اما غضنفر عدد رو لو نمیده.چند روز دیگه هم به انواع روش‌ها شکنجه‌اش میکنن. بازم اعتراف نمی‌کنه !خلاصه می‌فرستنش تو یکی ازین اتاقا که آینه و دوربین داره، نگاش میکنن ببینن چیکار می‌کنه.می‌بینن هی داره با مشت میکوبه تو سر خودش و میگه : اَهَ ه ه ، !! ...چند بود این عدده؟

-----------------------------------------

جوک در مورد رئیس جمهور
رئیس جمهور آمریکا داشت با نخست وزیر انگلیس صحبت می کرد. یکی از مهمانان جلو آمد و پرسید شما دارید در باره چی صحبت می کنید؟ رئیس جمهور آمریکا جواب داد ما داریم برنامه هی جنگ جهانی سوم را می ریزیم. می خواهیم 14 میلیون نفر را، به علاوه ی یک دندانپزشک بکشیم. مهمان گیج شد و پرسید: چرا می خواهید یک دندانپزشک را بکشید؟ رئیس جمهور رو به نخست وزیر انگلیس کرد و گفت: نگفتم؟ هیچ کس در مورد اون 14 میلیون سوالی نمی کنه





 

                                                            سال نو

می شود امسال بهتر سال نو

بهتر از هر سال دیگر ، سال نو

می شود با لطفِ مسوولین امر

غصه و غم خاک برسر ، سال نو !

یا پیامک می رسد از دوستان

یا که می آید نمابر سال نو !

نیست بعد از توپ و تانک و فشفشه

صحبت از شیر سماور ، سال نو !

طبق تمهیدات مجلس بعد از این

می رود تا ماه آذر سال نو !

کارمند از فرط بی دردی فقط

کیف خواهد کرد با هر سال نو !

هفت گاو چاق دارد می خورد

هفت تایی گاو لاغر ، سال نو

پس برای صرفه جویی جای مرغ

حال کن با تخم کفتر ، سال نو! 

این شکافِ بین ما و زندگی

می شود این بار کمتر ،سال نو

چرخ پر باد تورم چارتاش ،

می شود بدجور پنچر سال نو !

می نماید دولت خدمتگذار

کوچه ها را سنگ مرمر ، سال نو !

با کمی تغییر در جنس بشر

می شود خواهر ، برادر سال نو !

) یعنی از جنس مونث می توان ،

ساخت یک جنس مذکر سال نو ! (

رشد خواهد کرد هر چیزی ! به جز

طفلکی این دبّ اصغر ، سال نو !

هر کسی پایین منبر بوده است

می رود بالای منبر ، سال نو !

خاک بر فرق کسی که می زند

همچنان از پشت خنجر ،سال نو

گرگ چندی در لباس میش رفت

می شود رو دستش آخر ، سال نو

آن که بالا بوده می آید به زیر

با زرنگی می رود در ، سال نو !

از در و دیوار مهمان می رسید

میهمان ؟ نه ! قوم بربر ، سال قبل !

حکم این جانب وَ آن الواط ها

یک مویز و چل قلندر ، سال قبل !

نامسلمانی که می دیدم شدید

می شدم از بیخ کافر ، سال قبل !

مثل دریا بود و ما را غرق کرد ،

درخودش نرخ شناور سال قبل !

جای نان با بچه گفتم می خرم

من برایت باز مادر ، سال قبل !

من پسر می خواستم ، البته باز

همسرم زایید دختر ! سال قبل

گور بابایش ولی این بار شد

ظاهرا از ما مکّدر ، سال قبل !

مثل ابراهیم اگر فرصت شود

می دوم دنبال هاجر ، سال نو !

فکر تجدید فراشم ، منتها

زن نمی گیرم مگر ، در سال نو !

از کتاب خاطراتم میوه رفت

می رسد اما چغندر سال نو !

بچه می خواهد لباس و پول نیست

باز شد صحرای محشر ، سال نو !

اینم یکی دیگه

 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد »

کاسب پیر دگر باره جوان خواهد شد!

من و تو غمزده از این همه خرج شب عید

لیکن او صاحب یک سود کلان خواهد شد

موسم دلخوری و گیجی آن اهل حقوق

وقت بشکن زدن پیشه وران خواهد شد

حرف عیدی نزنی پیش خسیس الدوله

که کند سکته و درخاک نهان خواهد شد

اول عید ، حقوق من و تو نفله شود

سرمان باز دچار دَوران خواهد شد

باز ذکر « چه کنم ، آی چه کنم » می گیریم

قلبمان نیز دچار ضربان خواهد شد

مخمان سوت زد از قیمت شیرینی جات

کم کمک قیمت آن ، قیمت جان خواهد شد

مرد در « خانه تکانی » شده شاگرد زنش

دم عید است و چنان رفتگران خواهد شد

از هجوم فک و فامیل فلان شهر به « ده »

چون هتل ، خانه ی مشدی رمضان خواهد شد !